اسکوچیچ- تیم ملی؛ این یک انتخاب غیرطبیعی بود

به نوشته وب‌سایت ورزش‌سه بیایید به یک سال پیش برگردیم. به روزهایی که تیم ملی می توانست رویای چهل و چند ساله قهرمانی در آسیا را محقق کند، اسیر یک حادثه شد و با شکستی تلخ از ژاپن از جام ملت های آسیا برگشته بود. در آن مقطع به نظر می رسید فدراسیون دیگر تمایلی برای حفظ کارلوس کی روش ندارد و این مربی نامدار بعد از 8 سال حضور در ایران، نیمکت تیم ملی را ترک می کند.

در آن روزها اگر کسی می گفت یک سال بعد در همین موقع دراگان اسکوچیچ سرمربی تیم ملی ایران خواهد شد، حتماً در عقل او شک می کردید! در یک شرایط نرمال و در یک وضعیت طبیعی فوتبالی، اسکوچیچ در بهترین حالت می توانست گزینه هدایت تیم ملی امید باشد. همانطور که کمی قبل تر، نامزد این پست بود ولی مسئولان وقت فدراسیون، دیگر هموطنش زلاتکو کرانچار را به دراگان ترجیح دادند.

شاید بد نباشد یک بار مرور کنیم که در این مدت چه عواملی دست به دست هم داده و چه اتفاقاتی رخ داده که فدراسیون به اسکوچیچ می رسد.

گاوصندوق های خالی

چه بخواهیم و چه نخواهیم، وضعیت مالی فدراسیون فوتبال اصلاً خوب نیست. این فدراسیون به دلایل عمدتاً غیرورزشی، میلیاردها تومان بدهکار است و یکی از مهم ترین چالش های رئیس فدراسیون آینده، مواجه شدن با همین بدهی هایی است که نمی شود پنهانش کرد. فقط در یک فقره، گفته می شود فدراسیون حدود 65 میلیارد تومان بدهی مالیاتی دارد که موجب شد حساب های فدراسیون و سازمان لیگ برای مدتی مسدود شود.

اگر به یاد داشته باشید، در تابستان همین امسال بود که مهدی تاج برای حل مشکلات مالی فدراسیون، تقاضای 10 میلیون دلار وام کرد که با مخالفت بانک مرکزی مواجه شد. در چنین شرایطی استخدام مربی خارجی گران قیمت با گاوصندوق خالی فدراسیون در تناقض است.

پول های بلوکه شده

این یک موضوع غیرورزشی است که به سلیقه و صلاحیت آن هایی که مربی تیم ملی را انتخاب می کنند، هیچ ارتباطی ندارد. در زمان کی روش، دستمزد این مربی معمولاً از محل پول های ایران در فیفا پرداخت می شد اما حالا در این مسیر هم مشکلاتی تحت تاثیر تحریم های همه جانبه و ظالمانه به وجود آمده. درباره اینکه چقدر از منابع مالی فدراسیون در فیفا، بلوکه شده اطلاع دقیقی در دست نیست ولی این پول می توانست تا حدودی اوضاع فدراسیون را سر و سامان دهد.

طبعاً اگر شرایط طبیعی وجود داشت و ایران می توانست به پول هایش در فیفا دسترسی داشته باشد، مذاکره با مربیان سرشناس آسان تر از امروز بود. در این مورد بد نیست کمی هم به سرنوشت استراماچونی و کالدرون نگاهی بکنیم که چطور در اوج موفقیت، بیکاری را به ادامه مربیگری در لیگ ترجیح دادند.

قرارداد ناتمام ویلموتس

همین چند روز پیش بود که اعلام شد مارک ویلموتس تقاضای غرامتی معادل 100 میلیارد تومان کرده. درباره این پرونده گفته می شود که پرداخت این غرامت قطعی نیست و چه بسا بشود از زیر بار این جریمه تاریخی شانه خالی کرد اما هنوز تکلیف نهایی این ماجرا مشخص نیست. این را هم نمی توان منکر شد که قرارداد اولیه مارک ویلموتس با تیم ملی، قرارداد سنگینی بوده. قراردادی که شاید بزرگتر از قواره مربی مثل ویلموتس بوده و با آن پول می شد مربیان بهتری استخدام کرد.

به زبان ساده، منبع مالی که برای استخدام تیم ملی درنظر گرفته شده بوده عملاً برای یک مربی اخراج شده صرف شده و در چنین شرایطی، فدراسیون فوتبال عملاً امکان مذاکره با مربی های گران قیمت را ندارد. حالا در نیمه راه مسابقات مقدماتی، یک تیم ملی مانده، یک جیب خالی و یک نیمکت خالی.

به این بند، این واقعیت را هم اضافه کنید که انتقال پول و پرداخت مرتب دستمزد مربیان خارجی، یک مشکل جداگانه است که در زمان ویلموتس هم بروز کرد.

فدراسیون رئیس ندارد

اگر مساله استعفای ناگهانی مهدی تاج به وجود نمی آمد، امروز به احتمال قریب به یقین نیمکت تیم ملی به برانکو می رسید. تاج درست در همان روزهایی که آخرین مذاکرات را با برانکو پیگیری می کرد، ناچار به استعفا شد و بعد از آن سلسله اتفاقاتی رخ داد که در نهایت منجر به انتخاب اسکوچیچ شد.

اسکوچیچ یا هر مربی دیگری؛ امروز رسانه ها نمی دانند که مربی تیم ملی با چه مکانیسمی انتخاب می شود؟ چه کسی نظر موافق و مخالف می دهد؟ کدام مسئول بر عقیده اش پافشاری می کند؟ نقش وزارت ورزش به عنوان نهاد بالادستی در این ماجرا چیست؟ اسکوچیچ انتخاب حیدر بهاروند است یا اعضای هیات رئیسه فدراسیون یا وزرات ورزش؟ جواب هیچ کدام از این ها را نمی دانیم.

اگر فدراسیون رئیس دائمی داشت، می توانست از انتخابش (اسکوچیچ یا هر مربی دیگری) تمام قد دفاع کند اما این روزها، هیچ کس نیست که دلایل چنین انتخابی را برای افکار عمومی روشن کند.

مربی ایرانی؛ کدام مربی ایرانی؟

دراگان اسکوچیچ را از دایره انتخاب ها کنار بگذاریم؛ به چه نام هایی می رسیم؟ وقتی فاکتورهایی مثل دستاورد، ویژگی های فنی، تجربه، دانش و…

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *